امید منتظری

ایستاده سبز و پر سرود

1
ایستاده
سبز و پر سرود
(درخت است دیگر)
تنها
دارکوبی به جانش افتاده

2

دم کرده ایم
از این همه صدای پنکه
از این دوران بی فرجام
شب
روز
روز و شب
دم کرده ایم
دم نمی زنیم
موریانه ها از شعر آغاز می کنند
استخوانهای پوک شاعر را می گذارند.

3
اینجا
وقتی شهاب آرزو می کنی
باید کمی مرقب بود
گاهی درست بر خانه ات
آوار می شود
فقط کمی آنطرف تر
باند خالی
هواپیمای c130
.
4

بی هوا
به خیابان زدند پرندگن
و پرنده خطرناک است
مرغ گونه ای بیماری ست
سیمرغ خطرنکتر
احتمال می رود
از شعر من گریخته باشد
-شعر در تعقیب-
پس به شما خواهم بخشید
کلید این باغ وحش را
برای ترانه ها
من
زندان بان خوبی نبوده ام

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: