امید منتظری

امید منتظری, شاعر شعرهای شاد: نوشته سمیر احمد

Posted in یادداشت های دیگران by کاربر on فوریه 8, 2010

هرگز از یاد نمی‌برم نخستین باری که امید منتظری را دیدم. به من (که مخالف شعر و شاعری آقای رضا براهنی بودم) گفتند: پیش امید به براهنی بد نگو و من تا دیدم‌اش که کتابی در دست، آرام و با طمٱنینه آمد و نشت. و تا نشست، من شروع کردم با صراحت نظر دادن درباره‌ی شعر و بد و بیراه نثار براهنی کردن. تاب آورد و شعری خواند. شعر جانانه و زیبایی خواند؛ می‌دانم که اکنون نیز چون همیشه که درد جهانی را بر دوش می‌کشید، تاب می‌آورد. آن ملاقات و جسارت من سرآغاز دوستی دیرینه‌ا‌ی شد که تا چند سال بعد و تا دورانی که دیدارها از بد قضا رفته رفته دورتر و دیرتر می‌شد ادامه داشت. من اما شعر امید را همیشه می‌خواندم در وب‌سایت‌ها و نشریات مختلف پی‌گیر کارهاش بودم. او حالا روزنامه‌نگاری جوان و نیکو قلم بود و شاعری قدر و توانا که در جمع شاعران چند دهه پیش‌تر از خود می‌نشست به خوانش سروده‌هایش و تحسین بر می‌انگیخت. به داشتن چنین دوستی با چنان قریحه‌ی هنری همواره افتخار می‌کنم. عکسی از او در همان زمان انداخته‌ام که روحیه و خلقیات شوخ این دوست شاعر جوانم را بهتر نشان می‌دهد. عکسی که این‌روزها همه‌جا می‌بینید، کامل‌اش را ببینید؛ و طنازی و بازی امید منتظری را با ادبیات و هنر که همواره دل و در گرو این دو داشت فقط و نه بیش، و نه بیش‌تر می‌خواست. او فقط شاعر و نویسنده‌ای جوان است. این هم سند، این هم تکه شعری با خط امید منتظری عزیزم.

. ققنوس

گوارا باد تشنگی

که رنج این زنجیر را

تهمت هیچ سرخوردگی نیست

بر این خاک سرد

خاکستر

پرنده باز

با یاد زخمی‌اش

همزاد هجرانی‌ها

همبند تاریخ این خاک

گر می‌گیرد از عطش

انگار زمین دوباره آبستن است

حال که می‌بینم اتهاماتی غریب بر او بسته‌اند و او را نشانده‌اند تا تلخ‌ترین ِ روایات را باز گوید از تباهی‌ها، دلم سخت می‌گیرد، شاعران را چه‌کار به بارگاه و درگاه سیاست؟ امید اهل‌اش نبوده و نیست. خود نیز چنین می‌گوید. جرم او عاشقی و جوانی‌اش است؛ امید منتظری شایسته‌ی تقدیر است، نه اتهام. حتماً اشتباهی شده است. بیشتر توجه کنید، او سن و سالی ندارد تا دشمنی کرده باشد، اصلاً در وجود او جز عاشقی نیست، اتهام دشمنی بر او نمی‌آید و سخن سنگین است. بگذارید بیرون باشد و کتاب‌هایش را بخواند و همان‌طور که خواسته، شایسته بنویسد آن‌چه باید و می‌تواند و جوانی و شاعری کند. او فردی سالم و برای ایران امروز ما بسیار مفید است. نه خطری دارد و نه پایبند خشونتی است و خواهد شد. آخر شاعری که در حریم ققنوس نفس می‌کشد، جز ره معشوق نمی‌پیماید و نمی‌داند. امید منظری، شاعر شعرهای شاد است، نه توطئه‌های ناپاک. می‌توان با رٱفت و عطوفت جوانی را شاد ساخت و دنیایی را از آشتی از نو برنهاد، بهتر و دلپذیرتر. تا باد چنین باد…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: