امید منتظری

دستگیری اعضای نشریه آنلاین سرپیچ به دنبال محاکمه امید منتظری

Posted in خبرها by کاربر on فوریه 6, 2010

[کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران]

دستگیری زنجیره ای افراد مرتبط با امید منتظری که چهارروزقبل تلویزیون دولتی ایران دادگاه نمایشی ومحاکمه وی را نشان داد با دستگیری چهارشنبه شب یاشاردارالشفا، مازیار سمیعی و بهار تراکمه ادامه یافت. پیش از این مازیا سمیعی نیز دستگیرشده بود.

عصر روز عاشورا ماموران امنیتی به منزل امید منتظری رفته، و در غیاب امید، مادر وی (مهین فهیمی) و  مهمانان ایشان را دستگیر کردند. ماموران لباس شخصی احضاریه ای برای امید به صاحب خانه می دهند و فردای آن روز امید شخصا به دادگاه می رود و اورا از همانجا دستگیر کرده به اوین می برند. یکی از این مهمانان اردوان تراکمه دوست امید منتظری بود.

بعد از پخش جلسه اعترافات امید منتظری، نیمه شب روز گذشته، پنج مامور لباس شخصی به منزل مازیار سمیعی رفته، کیس کامپیوتر، یاداشت های شخصی و کتاب های اورا همراه با خود مازیار به محل نامعلومی منتقل می کنند. همزمان یاشار دارالشفا نیز در منزل خود به شکل مشابهی دستگیر می شود. بهار تراکمه، خواهر اردوان تراکمه – که در روز عاشورا در منزل دستگیر شده بود- نیز دیشب در منزل خود بازداشت می شود.  ماموران امنیتی روز گذشته به منزل آیدین اخوان هم مراجعه می کنند، اما وی در منزل نبوده است.

چهار روز پیش تلویزیون جمهوری اسلامی دادگاهی نمایشی از محاکمه امید منتظری را نشان می دهد که در آن امید اذعان می کند که شغلش روزنامه نگاری بود و هدفی جز فعالیت فرهنگی ندارد. در بخشی از اعترافات امید به نشریه الکترونیکی سرپیچ اشاره می شود. این نشریه آن لاین – که در حال حاضر هاست و دامین آن پاک شده است- به انتشار مجموعه ای از   مقالات و گزارش ها و ترجمه هایی  در باب فرهنگ و مسایل روز ایران که گروهی از دانشجویان جوان در آن مشغول به گرد آوری مطالب بودند می پرداخت.

شماره اول سرپیچ  المپیک نام داشت که در آن به نقد فرهنگ و سیاست های ضد ورزشی المپیک می پردازد. شماره شش و آخر این نشریه آن لاین «شاه رفت » نام دارد که مجموعه یادداشت هایی است که به انقلاب ۵۷  ایران و نقد شاه می پردازد. شایان ذکر است که مازیار سمیعی، یاشار دارالشفا و اردوان تراکمه  در سایت  سرپیچ ، یادداشت و مصاحبه هایی داشته اند.

ادامه بازداشت فعالان مدنی در ایران

Posted in خبرها by کاربر on فوریه 6, 2010

امید مهرگان، بهار تراکمه، یاشار دارالشفا و نوشین جعفری از جمله فعالان مدنی و روزنامه‌نگارانی هستند که در دو روز گذشته از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده‌اند.

در آستانه ۲۲ بهمن، سالگرد انقلاب ۵۷، موج جدید بازداشت فعالان مدنی و سیاسی آغاز شده‌است. مخالفان دولت اعلام کرده‌اند برای بیان مطالبات‌شان در این روز بار دیگر به خیابان‌ها خواهند آمد.

ماموران امنیتی، ساعت سه نیمه‌شب چهارشنبه، امید مهرگان، نویسنده و مترجم آثار فلسفی را در منزل مسکونی‌اش بازداشت کردند.

به گزارش تارنمای «ندای سبز آزادی»، امید مهرگان که با بخش اندیشه در بسیاری از روزنامه‌های اصلاح‌طلب همکاری داشته‌است، پس از تفتیش منزل و توقیف رایانه و وسایل شخصی‌اش به مکانی نامعلوم منتقل شد.

به گزارش تارنمای کلمه، ماموران امنیتی، چهارشنبه‌شب بهار تراکمه، خواهر اردوان تراکمه دانشجوی زندانی را نیز دستگیر کردند. یونس تراکمه، نویسنده خبر بازداشت دخترش را تایید کرده‌است.

کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، می‌گوید که بازداشت یاشار دارالشفا، مازیار سمیعی و بهار تراکمه در رابطه با دستگیری امید منتظری و مجله سرپیچ است

کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، می‌گوید که بازداشت یاشار دارالشفا، مازیار سمیعی و بهار تراکمه در رابطه با دستگیری امید منتظری و مجله سرپیچ است.

امید منتظری به همراه مازیار سمیعی، یاشار دارالشفا و اردوان تراکمه در انتشار مجله اینترنتی «سرپیچ» همکاری داشتند. امید منتظری در جلسه دادگاهی که از تلویزیون ایران پخش شد به نشریه سرپیچ اشاره کرده‌ است.

این نشریه اینترنتی مجموعه مقالات و گزارش‌هایی در رابطه با فرهنگ و مسائل روز ایران منتشر می‌کرد.

امید منتظری هفتم دی‌ماه، یک روز پس از عاشورا، در پی دریافت احضاریه و مراجعه به دادگاه بازداشت شد. ماموران امنیتی روز ششم دی‌ماه با مراجعه به منزل وی، مهین فهیمی، مادرش و اردوان تراکمه، روزنامه‌نگار را بازداشت کرده بودند.

برخی رسانه‌ها نیز از بازداشت نوشین جعفری، روزنامه‌نگار سرویس ادب و هنر روزنامه اعتماد خبر داده‌اند.

کمیته گزارشگران حقوق بشر نیز می‌گوید که گلناز توسلی، دانشجوی دانشگاه آزاد تهران روز گذشته، پنج‌شنبه از سوی پلیس امنیت در منزلش بازداشت شد.

در نزدیک به هشت ماه پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری در ایران، بیش از پنج هزار نفر از معترضان به نتایج انتخابات و رویدادهای پس از آن بازداشت شده‌اند. دادگاه انقلاب شماری از بازداشت‌شدگان را به احکام سنگین حبس محکوم کرده و برای دست کم یازده نفر از آنان حکم اعدام صادر کرده‌است.

کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران در گزارش تازه خود اعلام کرد که شمار روزنامه‌نگاران زندانی در ایران از چهارده سال پیش تاکنون در هیچ کشور دیگری در جهان سابقه نداشته‌است.

بر پایه این گزارش، شمار روزنامه‌نگاران زندانی در ایران حتی از جمهوری خلق چین نیز پیشی گرفته‌است.

امید منتظری بی گناه است!

Posted in مقالات by کاربر on فوریه 6, 2010

[ وبلاگ ثبات – حمید قهوه چیان] ؛

نگاهی حقوقی به اتهامات و دفاعیات امید منتظری

اتهام اول: برخورداري از گرايشات کمونيستي موسوم به چپ نوانديش

مسئله را با طرح چند سوال آغاز میکنیم:

اول اینکه مراد از چپ نواندیش چیست؟ آیا چیز مذمومی است؟ و آیا گرایش بدان قبیح است؟

دوم اینکه آیا این اتهام(برخورداري از گرايشات کمونيستي موسوم به چپ نوانديش)  دارای رکن قانونی هست یا نه؟ به عبارتی آیا قانون مجازات چنین فعلی را جرم انگاری کرده است یا نه؟ ضرورت کشف رکن قانونی در اصل سی و ششم قانون اساسی است که مقرر می دارد حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.

سوم اینکه آیا برخورداري از گرايشات کمونيستي موسوم به چپ نوانديش دارای شأنیت رکن مادی شدن(یا فعل ارتکابی) هست یا نه؟

به عبارتی رکن مادی جرم چه خصوصیاتی دارد و آیا برخورداري از گرايشات کمونيستي موسوم به چپ نوانديش دارای این خصوصیات است؟

به نظر می رسد چپ نو اندیش و مفاهیمی این چنینی هیچ ورودی به عالم حقوق نداشته باشند. یک عقیده به صرف عقیده بودن و فارغ از نظر ما نمی تواند مصداق جرم باشد. افراد در اندیشیدن و بیان آن آزادند و اصولا هیچ اندیشه ای مذموم نیست؛ بلکه می تواند باب میل ما نباشد و یا ما آن را نپسندیم.

انسان دارای «حق بر خطا بودن» است. وظیفه حقوق تنظیم جامعه و نظم بخشیدن بدان و تحقق عدالت و آزادی است. نمی توان با قانون کسی را از اندیشیدن به چیزی باز داشت و نه می توان بدان تشویق کرد. یکی از قراین به رسمیت شناختن حق بر خطا بودن در قانون اساسی اصل بیست و سوم قانون اساسی است:«تفتیش عقیده ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.» بنا بر مباحث فلسفه حقوق باید قائل به تفکیک دو مفهوم «حق بودن» و «حق داشتن» باشیم. «حق بودن» در مقابل باطل و «حق داشتن» در مقابل تکلیف مطرح می شود. در کتاب حق و مصلحت و در مقاله ای از مارتین پی. گلدینگ (به ترجمه محمد راسخ) می خوانیم:«به همین دلیل فیلسوفانِ حق از حق خطا کردن سخن به میان می آورند. اگر شهروندان از حق آزادی بیان برخوردارند ممکن است در اجرای آن حق (مادامی که به حقوق دیگران تجاوز نکنند) مطالبی را بیان نمایند که از دیدگاه اخلاقی ویژه ای مصداق یک بیان بد یا خطا باشد به همان اندازه که ممکن است مطالبی را بیان نمایند که از دیدگاه اخلاقی خاصی مصداق یک بیان خوب یا صواب است.»

در صورتی که فرض بگیریم که «گرايشات کمونيستي موسوم به چپ نوانديش» یک اندیشه خطاست و گرایش بدان از زبان دادستانی جرم بوده و برای آن طلب مجازات می نماید پس اصل بیست و سوم را که بیان کننده این اصل است که «هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد» چه کنیم؟ آیا صرف بیان چنین اتهامی در تعارض با قانون اساسی نیست؟ آیا طبق قانون همه باید صواب (یا به عبارتی مطابق نظر حاکمان) بیندیشند؟ به نظر می رسد نه تنها گرایش به چپ نواندیش و یا هر نوع دیگری از اندیشه مذموم نباشد و از نظر قانونی قبح ننماید بلکه مطابق نص صریح قانون اساسی تعرض و مواخذه قرار دادن معتقدان آن نیز خطا و عملی مخالف قانون است.

همچنین در توجه به این نکته که به لحاظ حقوقی آیا گرايشات کمونيستي موسوم به چپ نوانديش یک فعل یا ترک فعل محسوب می شود یا نه چرا که در ماده دوم قانون مجازات اسلامی «هر فعل یا ترک فعلی»که در قانون مجازات برای آن مجازات تعیین شده جرم معرفی می شود. از سیاق عبارت اتهامی و نیز ماهیت آن، گرایش به یک اندیشه خاص فعل یا ترک فعل نبوده و اساسا شأنیت عنصر مادی بودن جرم را ندارد.

اینکه متهم در مقام دفاع تاریخچه از از سوابق خانوادگی اش را می گوید فارغ از بحث کیفی صحت بیانات، هیچ اثری به لحاظ حقوقی در کارنامه وی به لحاظ مجازات نباید گذاشت. اصل شخصی بودن مجازات مبین این نکته می باشد که مجازات هر کس تنها در رابطه با خود شخص تأثیر گذار خواهد بود و هیچ تاثیری بر دیگران ندارد. ذکر این نکته که «مادرم عضو گروه مادران صلح بود. پدرم در سال 67 به اعدام محكوم شد و عمويم در سال 63 به دلايلي از ايران خارج شد» هیچ تاثیری در مجازات متهم نباید داشته باشد. تعلیمات دینی نیز بر این نکته تاکید دارد و فضا سازی اینکه فلان شخص به فلان خانواده و فلان اندیشه باز می گردد، مردود و غیر قابل اعتناست.

اتهام دوم: مصاحبه با راديو هاي بيگانه

این اتهام نیز(مصاحبه با راديو هاي بيگانه) به مانند اتهام فوق الذکر(برخورداري از گرايشات کمونيستي موسوم به چپ نوانديش) فاقد رکن قانونی است. اصل اباحه و قاعده قبح عقاب بلا بیان در ارتباط مستقیم با اصل قانونی بودن جرائم و مجازات ها بوده و همگی گویای یک مفهوم و مطلب مشترک می باشند که اصل، اباحه ی اشیاء است و هر منعی محتاج به دلیل می باشد.

صرف مصاحبه با رادیو های بیگانه جرم نیست چه بسا که بسیاری از مقامات دولتی در مقابل تلوزیون رسمی ایران، با رسانه های بیگانه مصاحبه نموده و اتفاقی نیز نمی افتد و اصولا نیز نباید هم بیفتد.

وقتی مصاحبه با رادیوهای بیگانه در قانون مجازات اسلامی جرم انگاری نشده باشد بنا بر اصل اباحه، قبح عقاب بلابیان و اصل قانونی بودن جرم مجازات مصاحبه  با رادیو های بیگانه فی نفسه جرم تلقی نمی شود بلکه «آنچه در مصاحبه گفته می شود» اگر مصداق یکی از جرایم مذکور در قانون باشد مجازات همان جرم که می تواند شامل جرایم عمومی(توهین، افترا و…) و یا جرایم علیه امنیت (فعالیت تبلیغی علیه نظام، تحریک مأمورین نظامی به عصیان، فاش نمودن اسرار نظامی و امنیتی و …) باشد، را خواهد داشت.

بیان چنین اتهام کلی مانند این است که کسی را متهم به نوشتن مقاله در روزنامه های بیگانه (هر نشریه علمی، غیر علمی، فرهنگی، ورزشی و … )کنیم، فاقد توجیه حقوقی است. چنین اتهامی فاقد رکن قانونی بوده و نیز اصولا فاقد قبح عرفی است.

اتهام سوم : تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی

فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی موضوع ماده 500 قانون مجازات اسلامی است. مطابق این ماده: هر کس علیه نظام جمهوری اسلامی یا به نفع گروهها و سازمانهای مخالف به هر نحوی فعالیت تبلیغی نماید به حبس از سه ماه تا یک سال محکوم خواهد شد». دکتر میر محمد صادقی استاد دانشگاه در این باب معتقد است باید این ماده را تفسیر مضیق کرد و فقط آن دسته از تبلیغاتی را مشمول ماده دانست که علیه کلیت نظام و در واقع به قصد براندازی و یا نه نفع گروهها و سازمان هایی انجام گیرد که قصد براندازی و مبارزه با کلیت نظام را دارند.( جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی، دکتر میر محمد صادقی،ص65)

در واقع دو نکته در این میان مبرهن است. انگیزه مجرمانه ی این جرم می بایست به قصد براندازی باشد. این قصد به دو وسیله انجام می شود: 1- فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی و 2- فعالیت تبلیغی به نفع گروهها و سازمانهای مخالف. پس:

1-      رکن قانونی تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی : ماده 500 قانون مجازات اسلامی

2-      رکن معنوی تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی: 1- فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی و 2- فعالیت تبلیغی به نفع گروهها و سازمانهای مخالف.

3-      رکن معنوی تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی: قصد براندازی

با تعیین براندازی به عنوان رکن معنوی تبلیغ علیه نظام، اثبات وجود نیت براندازی بر عهده قاضی خواهد بود و متهم به لحاظ حقوقی وظیفه ای در اثبات عدم وجود آن ندارد. با این حال امید منتظری در قسمت هایی از دفاعیات خویش خود را یک منتقد معرفی کرده و معترف است که وی منتقد بعضی سیاست های اقتصادی و فرهنگی بوده و فعالیت اش را از طریق روزنامه های رسمی تعقیب می کرده است. چنین ادعایی رکن معنوی تبلیغ علیه نظام را از بین می برد. نماینده دادستان هیچ عبارتی برای اثبات عنصر معنوی جرم تبلیغ(یا همان براندازی) مطرح نکرده و آن را اثبات ننمود.(بنا بر  آنچه در گزارش ایسنا گفته شده بود)

اگر بنا به تفسیر مضیق (یکی از اصول مبرهن حقوق جزا) تبلیغ علیه نظام را اقدام علیه کلیت نظام بدانیم باید معترف بود که بخشی از نظام چون عملکرد نهادهای اجرایی، تقنینی و قضایی و یا بعضی از اصول و یا بعضی از سیاسیتهای کلی نظام، تبلیغ علیه نظام نخواهد بود.

همچنین در باب عنصر مادی جرم یا همان فعل مجرمانه بیانِ روشنِ فعل، لازم است. باید گفت فلان فعلِ متهم مصداق تبلیغ علیه نظام است. و فلان فعل متهم دارای شأنیت عنصر مادی بودن است. بیان کلی تبلیغ علیه نظام و عبارات مبهمی چون این، مشخص نمی کند کدام فعل متهم مصداق جرم است تا متهم به دفاع از خود بپردازد. موضوع شفاف نیست و فعل مجرمانه دقیقا مورد موشکافی حقوقی قرار نگرفته است.

یکی از مباحثی که در جهت مطابقت ماده 500 قانون مجازات اسلامی و اصل بیست و چهارم قانون اساسی مبنی بر آزادی بیان و نیز بخشی از اصل هشتم قانون اساسی مبنی بر ضرورت امر معروف و نهی از منکر مردم نسبت به دولت مطرح است این است که همواره می بایست قصد براندازی از طرف ادعا کننده ی براندازی اثبات شود و اصولا بنا بر اصل برائت، موضوعِ اصل سی و هفتم قانون اساسی، هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح اثبات شود و این وظیفه بر عهده دادستان است و نه متهم. یکی از ملزومات مقدماتی و بنیادی اصل برائت، عدم پرونده سازی علیه منتقدین و عدم شکنجه آنها جهت اخذ اقرار و … می باشد وگرنه مجرم بودن همه منتقدان در دادگاه، لاجرم اثبات خواهد شد!

اتهام چهارم:اقدام علیه امنیت ملی

رکن قانونی اقدام علیه امنیت ملی چیست؟ کدام ماده قانونی اقدام علیه امنیت ملی را جرم تلقی کرده است؟ فصل اول کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی (ماده 498 تا 512) به موضوع جرایم ضد امنیت داخل و خارج کشور اختصاص یافته است. اما سوال این است که با توجه به ابهام اتهام اقدام علیه امنیت ملی، منظور کدام فعل یا ترک فعل است؟ آیا می شود گفت تمامی افعال یا ترک افعال که منجر به اقدام علیه امنیت ملی می شوند؟ جواب با توجه به اصول کلی حقوقی(مانند اصل قبح عقاب بلا بیان، اصل اباحه، اصل تفسیر مضیق و…) منفی به نظر می آید.

با توجه به سیاق کتاب پنجم به نظر می رسد عناوین مجرمانه یی که اقدام علیه امنیت داخل و خارج کشور می باشد در قالب عناوین مجرمانه معین ذکر شده است. برای مثال تشکیل یا اداره گروههایی که به منظور برهم زدن نظم عمومی هستند(موضوع ماده 498)، عضویت در این گروهها(موضوع ماده499)، تبلیغ علیه نظام(موضوع ماده 500)، قرار دادن نقشه ها یا اسرار مربوط به سیاسیت داخلی یا خارجی کشور در اختیار افرادی که صلاحیت دسترسی به آنها را ندارند(موضوع ماده 551) و موضوعات مواد مذکور تا ماده 512 از مصادیق اقدام علیه امنیت ملی است. بنابراین ذکر عبارت کلی اقدام علیه امنیت ملی، کافی به نظر نرسیده و جرم محسوب نمی شود مگر آنکه مستند به یکی از مصادیق فصل اول کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی باشد.

ذکر عبارت کلی اقدام علیه امنیت ملی همچون عبارت اقدام علیه اموال بی معنی است. همان طور که در اقدام علیه امنیت اموال، سوال این است که آیا مراد از این اقدام سرقت است یا کلاهبرداری. و همچنین در موضوع اقدام علیه اشخاص که آیا فعل ارتکابی قتل است یا ضرب و جرح. بنابراین بیان اتهام اقدام علیه امنیت ملی همچون اقدام علیه اموال یا اقدام علیه اشخاص مبهم و بی معنی است.

فارغ از اینکه شرکت در اعتراضات خیابانی (اگر صرفا حضور عادی بوده و جرم دیگری مانند تخریب یا توهین رخ نداده)جرم است یا نه بحث بر سر این است که بر فرض اگر جرم باشد مشمول اقدام علیه امنیت ملی است یا نه؟

با توجه به منحصر بودن مصادیق اقدام علیه امنیت(مواد 498 تا 512) به نظر می رسد صرفِ شرکت در این تجمعات جرم نبوده و مجازاتی نخواهد داشت اما در صورتی که یکی از جرایم عمومی یا علیه امنیت(موضوع فصل اول کتاب پنجم) روی دهد می توان به استناد به آن مواد، آن جرم عمومی مثل سرقت، ضرب و جرح یا افترا و توهین را جرم تلقی نموده و مجازات تعیین کرد.

همچنین باید گفت ماده 499 که می گوید «هر کس در یکی از دسته ها یا جمعیت ها یا شعب جمعیت های مذکور در ماده 498 عضویت یابد، به سه ماه تا 5 سال حبس محکوم می گردد مگر اینکه ثابت شود از اهداف آن بی اطلاع بوده است» صحبت از «عضویت» در دسته،گروه ، جمعیت یا شعبه جمعیتی می نماید که هدف آن بر همزدن امنیت کشور باشد شامل بحث ما نخواهد بود چرا که :

1-      منظور از اعضای گروه یا جمعیت یا سازمان افرادی هستند که با آگاهی از مواضع، مرام و هدف گروه یا جمعیت یا سازمان به آنها پیوسته اند و در دفاتر و تشکیلات آنها ثبت نام و معمولا دارای شماره و کارت عضویت نیز هستند

2- هوادار کسی است که بدون عضویت رسمی در گروه یا جمعیت یا سازمان از اهداف آنها و نظریات آنها طرفداری، حمایت و پشتیبانی می نماید و در صورت اقتضا با تشکیلات مزبور همکاری و تشریک مساعی هم می نمایید. و به نظر می رسد که این ماده شامل هواداران نباشد و عضویت شرط شمول ماده باشد

ماده 499 در مقام بیان وجود یک تشکیلات معین است. در حالکیه اثبات و ربط دادن چنین ماده ای به اعتراضات خیابانی روز عاشورا منوط به فرض کردن وجود تشکیلاتی معین، موجود و مشخص است(نه خیالی) و دوما در صورت وجود چنین تشکیلاتی شرط عضویت ملاک می باشد.

رکن معنوی:

در قسمتی از دفاعیات امید منتظری آمده است : «{در روز عاشورا} در مسيري كه از ماشين پياده شديم و حركت كرديم هيچ شعاري نداديم و فقط تماشاگر بوديم.» همچنین در قسمت دیگری می گوید :« من 11 صبح روز عاشورا در خيابان طالقاني بودم و وقتي به خانه رسيدم متوجه شدم كه چه اتفاقاتي افتاده است و هيچ برنامه‌ريزي نكرده بودم. »

از آنچه امید منتظری در باب شرکت اش در مراسم روز عاشورا می گوید و نیز تصمیم اش به حضور در آن حادثه نه عنصر مادی و نه معنوی هیچ جرمی(بویژه ماده 499) اثبات نمی شود. چرا که نه قصد براندازی و نه قصد برهم زدن امنیت را داشته و نه شعار و نه تخریبی انجام نداده است(مطابق اقرار های خویش در دادگاه در گزارش ایسنا)

با یاد امید منتظری/ ا . م/ متهم ردیف سوم

Posted in شعرهایی برای امید by کاربر on فوریه 6, 2010
[ تقویم باطله – امیر مهدی اصغری ]

تو، «ر» هایت می زد امید!

تو «مرگ» را درست نخواندی…

«دار» را نیز

محاربه را نیز

مفسد فی الارض را نیز…

تو، «ر» هایت می زد امید منتظری!

روز به روز،

روزها تیره تر،

راه ها بیراه تر،

رنگ ها بیرنگ تر شدند،

اما تو همه را به سخره گرفتی؛

مرگ را،

دار را،

محاربه را،

مفسد فی الارض را،

همه را به سخره گرفتی،

و هیچ کدان را حتی درست تلفظ نکردی؛

امید منتظری!

خاطره‏های راه راه و ماه میله‏دار

Posted in یادداشت های دیگران by کاربر on فوریه 3, 2010

[هژیر پلاسچی – وبلاگ حواری خورشید]  : لعنت به تو امید! لعنت به تو. چقدر باید این خاطره ‏های نکبتی من پر شده باشد از میله‏های سرد؟ حالا سایه می‏شوی. صدایت سایه می‏شود. دوات. می‏رود توی پیچ‏های مغزم. پیچ می‏خورد. حناق می‏شود توی سینه‏ام.

لعنت به تو امید! لعنت به تو. درست حالا که این همه کابوس روی دستم مانده است؟ درست حالا؟ مصیبت به مصیبت بخیه می‏خورد. با کوک‏های درشت زشت. کوهیار رفته است پشت میله‏ها. شیوا را برده‏اند. سعید دیگر نیست با آن خنده‏های رها. فواد، مهدی، سام، رشید، مهدی عرب را هم برده‏اند جاکش‏های زمانه‏ی من. تنهایی من را ندیده‏یی لعنتی؟

خسته‏ام امید! خسته‏ام به خدا. مگر چقدر ضجه باید انبار شده باشد توی سینه‏ام؟ یک کشیده‏ی آبدار هم طلبت باشد. یک کشیده‏ی آبدار برای این که رفته‏یی، ردیف شده‏یی، داری به این همه کابوس اضافه می‏کنی.

حالا رفیق! برادر! دستت را که گذاشته‏یی روی شانه‏ی آن‏که قبل از تو ایستاده است، پنجه‏هایت را فشار بده. رعشه‏های زندگی. زندگی کن رفیق! به جای من هم زندگی کن که این رسم فراموش شده‏ی روزگار من یعنی تو. یعنی تو بیایی، عینکت را بگذاری سه کنج پاهایت، تنبورت را بگیری توی بغلت، زخمه به زخمه رنج‏های زمان را آشوب کنی.

بمان امید! لبخندت را گم نکن. من هم که نباشم فرقی نمی‏کند. جهان با تو ادامه خواهد داشت. جهان با لبخند تو ادامه خواهد داشت. جهان ما به آدمی زنده است و آدمی برای من، همین حالا، یعنی امید. امید بمان برای جهان ما، برای ضیافت معجزه، برای آزادی.

گفتگوی رادیو زمانه با شکوفه منتظری

Posted in گفتگوها by کاربر on فوریه 2, 2010

روز شنبه دهم بهمن، سومین جلسه‏ی دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۶ تن از کسانی که مقام‏های قضایی ایران از آنان به عنوان متهمان اغتشاشات روز عاشورا نام می‏برند، در شعبه‏ی ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران برگزار شد.

از یکی از متهمان این جلسه‏ی محاکمه به عنوان « ا.م» نام برده شد که به گفته‏ی شکوفه‏ی منتظری، این متهم برادر او امید منتظری، روزنامه‏‏نگار بازداشتی است که یک ماه پیش و در پی بازداشت مادرش، مهین فهیمی، توسط ماموران امنیتی بازداشت شده است.

در گفت‌وگویی با شکوفه‏ منتظری‏، از او در باره‏ی آخرین وضعیت بازداشت و محاکمه‏ی برادر و هم‏چنین مادر وی پرسیدم و اینکه آیا قبل از دادگاه، تفهیم اتهام با حضور وکلای آنها صورت گرفته است؟

وکلای امید و بستگان و اعضای خانواده‏ مدت‏ها است که پی‏گیر کارهای مادرم و امید هستند. ولی متاسفانه تاکنون هیچ اطلاعاتی راجع به پرونده‏ی امید به آنان داده نشده است. آنان حتی دو روز پیش از برگزاری این دادگاه نیز به دادگاه انقلاب مراجعه کرده بودند، ولی هیچ خبری از شرایط آن دو به دست نیاوردند.

دادگاه امید بدون حضور وکیل مدافع او برگزار شده است. اگر هدف از برگزاری این دادگاه تفهیم اتهام بوده باشد که تفهیم اتهام نه در دادگاه، بلکه در مکان دیگری آن هم با حضور وکیل باید صورت بگیرد. تازه بعد از تفهیم اتهام است که باید دفاعیه‏ای توسط وکیل متهم به دادگاه ارائه شود. از نظر من، این جلسه بیش از آن که مفهوم یک دادگاه را داشته باشد، یک جلسه‏ی بازجویی بود.

با توجه به شناختی که شما از برادرتان دارید، آیا صحبت‏های امید در دادگاه که در خبرگزاری‏های رسمی جمهوری اسلامی ایران منتشر شده است، با روحیات او و نوع نگاه‏اش با مسایل انطباق دارد؟ فکر می‏کنید این اظهارات آزادنه بیان شده است؟

امید یک روزنامه‏نگار است و همیشه در صفحه‏های اندیشه‏ی روزنامه‏های رسمی قلم زده و هرگز کاری فرای قانون انجام نداده است. امید شاعر و نویسنده است و اتهاماتی که به او زده شده، اصولا بی‏پایه و اساس است. هرچند این اتهامات مشخصا عنوان نشده‏اند و فقط با توجه به صحبت‏هایی که به اسم دفاعیه از امید منتشر شده می‏توان حدس زد چه اتهاماتی را متوجه او کرده‏اند.

جدای از این، ادبیاتی که امید با آن صحبت کرده است، ادبیات امید نیست و این نگرانی را ایجاد می‏کند که امید تحت فشارهای جسمی و روحی قرار گرفته باشد.

آیا امید از زمان دستگیری تا کنون، هیچ‏گونه ملاقات یا تماسی با بیرون داشته است که بتواند در مورد وضعیت خود توضیحی به خانواده بدهد؟

امید فقط دو تماس تلفنی کوتاه داشته که طی آن توضیح خاصی نتوانسته است بدهد. فقط گفته که کسی را ندیده و امکان ملاقات با وکیل را نیز نداشته است.

با توجه به تجربیات قبلی که اجازه نداده‏اند وکلا در دادگاه‏ها شرکت کنند، یا این که بازداشت‏ شده‏ها امکان ملاقات نداشتند و بعداً مشخص شده که آن‏ها در طی این مدت تحت فشار بوده‏اند و با توجه به این که امید در شرایط مشابهی به سر می‏برد، نگران او هستیم.

مادر شما، خانم مهین فهیمی، در چه وضعیتی هستند؟ آیا ایشان پس از دستگیری امکان تماس یا ملاقاتی داشته‏اند؟ آیا وکیل مدافع موفق شده است با ایشان ملاقات کند؟

وضعیت مادرم هم کاملا مشابه وضعیت امید است؛ او هم فقط دو تماس کوتاه تلفنی با منزل داشته و گفته که حال‏اش خوب است. اما هیچ امکان ملاقاتی با او وجود ندارد و حتی وکلای مادرم امکان دسترسی به پرونده‏اش را پیدا نکرده‏اند.

وضعیت مادرم هم نگران کننده است و من خیلی نگران شرایط جسمی مادرم و همین‏طور خانم زهره تنکابنی هستم. چون خانم تنکابنی زمان دستگیری به شدت مریض بود و وضعیت جسمی‏اش طوری بوده که بلافاصله به بهداری زندان اوین منتقل شده است.

مادر شما و خانم تنکابنی هردو از فعالان «مادران صلح» هستند. همین‏طور است؟

بله، هردو از فعالان «مادران صلح‏» هستند و هردو همسران خود را در اعدام‏های تابستان ۶۷ از دست داده‏اند. شرایط خانم تنکابنی هم درست همانند شرایط مادرم است و از ایشان نیز هیچ خبر مشخصی وجود ندارد. او هم اجازه‏ی ملاقات ندارد و وکلایش نتوانسته‏اند به پرونده‏اش دست‏رسی پیدا کنند.

ولی با توجه به صحبت‏های معاون وزیر اطلاعات در هفته‏ی گذشته که طی آن تلاش می‏کرد «مادران صلح» را به اپوزیسیون خارج از کشور وصل کند، شرایط آن‏ها هم نگران کننده است و خطر یک پرونده‏سازی جدی برای آنان وجود دارد.

در حالی که مادران صلح مجموعه‏ای است که حتی نمی‏توان اسم آن را تشکل گذاشت؛ بلکه مادرانی هستند که برای برقراری صلح و علیه خشونت فعالیت کرده‏اند.

این مادران کارنامه‏ی کاری مشخصی نیز دارند؛ مثلا در جنگ غزه، تجمعی در حمایت از کودکان غزه برگزار کردند. علیه اعدام کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال و یا برای دفاع از زنانی که زیر حکم اعدام قرار داشتند فعالیت می‏کردند و برای گرفتن رضایت خانواده‏هایی که خواهان اجرای حکم قصاص بودند، روزها و شب‏های زیادی را جلوی زندان اوین و زندان‏های دیگر گذارنده‏اند.

به نظر من، کسانی که علیه خشونت مبارزه کرده‏اند و تمام زندگی‏شان در همین راستا گذشته است را نمی‏توان به هیچ چیز دیگری وصل کرد. اگر مبارزه علیه خشونت جرم محسوب شود، فکر می‏کنم قانونی که مبارزه علیه خشونت را جرم می‏داند، ایراد دارد.

بعد از دستگیری مادر شما (مهین فهیمی) در شب عاشورا، امید منتظری را احضار می‏کنند و او به دنبال این احضاریه خود را معرفی می‏کند و بلافاصله نیز بازداشت می‏شود. او در جریان محاکمه‏ی روز شنبه نیز مکرراً تاکید کرده که هیچ‏گونه فعالیت سیاسی‏ای نداشته و فقط یک روزنامه‏نگار است. فکر می‏کنید هدف از وصل کردن پرونده‏ی امید به محاکمات دیروز چیست؟ و انتظار شما از مقامات قصایی چیست؟

امید در شروع دفاعیه‏اش می‏گوید: «پدر من سال ۶۷ اعدام شده است. مادرم هم همراه پدرم دستگیر شده بود و بعدا حکم تعلیق گرفت و عموی من دو سال پیش از تولد من از ایران خارج شده است». فکر می‏کنم امید در همان جملات اولیه‏اش خیلی روشن دارد می‏گوید که شما اتهاماتی را به من نسبت می‏دهید که به خاطر سابقه‏ی اعضای خانواده‏ام و کسانی است که یا دو سال بعد از تولد من اعدام شده و یا دو سال قبل از تولد من از ایران خارج شده‏اند.

به نظر من، با توجه به سابقه‏‏ای که خانواده‏ی ما دارد، آن‏ها امکانی را پیدا کرده‏اند که بتوانند برای امید پرونده‏سازی کنند. ولی هشیاری امید و زندگی شفاف امید جلوی این ماجرا را می‏گیرد. امید یک روزنامه‏نگار است و هرگز فعالیت متشکلی نکرده و هرگز عضو هیچ تشکل یا انجمنی نبوده است.

حکومت احتیاج به داشتن یک سری پرونده دارد و با توجه به سابقه‏ی خانوادگی ما، شاید امید مهره‏ی خوبی بوده که بتوانند او را وسط این پازل بچینند. من خیلی متاسفم که این اتفاق افتاده و فکر می‏کنم دفاعیات امید، بخشاً دفاعیات روشنی است و فقط می‏توانم بگویم امیدوارم که حادثه‏ی بعدی منتظر ما نباشد.

شکوفه منتظری: اندکی صبر،سحر نزدیک است.

Posted in گفتگوها by کاربر on فوریه 2, 2010

پس از یک ماه دو روز ما از مادرم وبرادرم خبری نداشتیم،تا دیروز که خبرگزاری ایسنا،برادرم را متهم ردیف سوم اعلام کرد. مادرم یک فعال اجتماعی ،نویسنده و محقق است.
برادرم امید، روزنامه نگارودر مطبوعات قلم می زند.امید به وکیل دسترسی نداشته وبه شدت تحت فشار روحی وجسمی قرار داشته و اتهامات وی بی پایه و اساس است.
زهره تنکابنی تمام زندگی خود را برای آزادی و صلح و دفاع از آزادی گذاشته است. من نگران خاله زهره هستم ومطمئن هستم روحیه قوی دارد و سرافراز خواهد بود. زهره حرمت بشریت است.

[ فایل صوتی گفتگوی شکوفه منتظری با رادیو پیام آزادی را بشنوید ]

نامه سرگشاده مادران صلح به رئیس قوه‌ قضائيه در مورد زهره تنکابنی، مهین فهیمی و لیلی فرهادپور

Posted in بیانیه ها by کاربر on فوریه 1, 2010

سایت مادران صلح: مادران صلح طی اطلاعیه ای به قوه قضائیه خواستار آزادی زهره تنکابنی، مهین فهیمی و لیلی فرهادپور سه تن از اعضای مادران صلح شدند. متن نامه را در زیر می خوانید:

به نام خدا

رياست محترم قوه‌ي قضائيه

حجت الاسلام صادق لاريجاني

با سلام

جمعي از مادران صلح، خانم‌ها زهره تنکابني، مهين فهيمي و ليلي فرهادپور به همراه فرزندانشان دستگير شده‌اند. اين بازداشت شدگان به سبب شرايط سني‌شان سخت بيمارند و نياز به مراقبت ويژه دارند، خانم زهره تنکابني از بيماري قلبي و ليلي فرهادپور از بيماري ديابت پيشرفته و مهين فهيمي از بيماري درد مفاصل رنج مي‌برند. آنها مانند ساير مادران ايراني در روزگار ميانسالي اندوخته‌اي جز انواع بيماري‌ها ندارند.

مادران صلح عليرغم جسم دردمند و آسيب‌ديده از حوادث روزگار، قلب‌هايي بزرگ و مهربان دارند، آنها به ميهن و مردمشان عشق مي‌ورزند و در روزگاري که کشور ما در معرض تهديد جنگ قرار گرفت، گردآمدند تا منادي صلح و مدارا و دوري از خشونت و قهر باشند و با تبليغ فرهنگ صلح و مدارا، راه گفتگو را در جامعه بگشايند.

آنها با تکيه به فرهنگ غني ايراني و اصالت دادن به اخلاق در جامعه و سياست و با رويکرد عدم خشونت، براي تأمين حقوق اساسي مردم و بويژه حق اساسي آنها براي برخورداري از صلح و امنيت، پاي در اين راه گذاشته‌اند.

امروز اگر مادران صلح و فرزندان‌شان، به جرم تلاش براي صلح و آزادي در بازداشت بمانند، فردا عدالت‌خواهان و وجدان‌هاي بيدار، در کارنامه‌ي مقامات حکومت خواهند نوشت که صاحبان قدرت در جمهوري اسلامي که همه جا سخن از اقتدار به ميان مي‌آورند ، از چند مادر ميانسال که براي صلح و مدارا کوشش مي‌کردند، واهمه کرده و آنها را زنداني نموده‌اند .

ما از شما مي‌خواهيم که مادران صلح و فرزندان‌شان را هر چه زودتر آزاد كنيد

مادران صلح – ايران

اميد منتظری و مهين فهيمی؛ دادگاه گروهی پس از بازداشت خانوادگی، گفتگوی راديو فردا با شکوفه منتظری، خواهر اميد و فرزند مهين فهيمی

Posted in گفتگوها by کاربر on فوریه 1, 2010

بهروز کارونی ـ سومين جلسه دادگاه رسيدگی به اتهامات ۱۶ تن از کسانی که مقام‌های حکومت ايران از آنها به عنوان «متهمان اغتشاشات روز عاشورا» نام می‌برند، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران برگزار شد.

بر اساس گزارش‌ها، دو نفر از آنها به محاربه، سه نفر به محاربه و افساد فی الارض و ۱۱ نفر به اقدام عليه امنيت ملی متهم شده‌اند.

يکی از متهمان، به گفته خواهر او، شکوفه منتظری، به احتمال زياد «اميد منتظری» است که در اين محاکمه تحت عنوان «الف. ميم.» شرکت داشته است.

آقای منتظری بيش از يک ماه پيش و در پی بازداشت مادرش، مهين فهيمی، توسط ماموران امنيتی بازداشت شد.

مهين فهيمی از جمله «کميته مادران صلح» است.

اميد منتظری در نخستين تماس تلفنی خود پس از بازداشتش در دی ماه و به دنبال رخدادهای عاشورا، گفت که همراه مادر، پسرخاله و سه تن از دوستانش در زندان به سر می‌برد.

آقای منتظری و مادرش، فرزند و همسر يکی از اعدام‌شدگان سياسی دهه شصت در ايرانند.

شکوفه منتظری در گفت‌وگويی با راديو فردا در مورد وضعيت برادر و مادرش می‌گويد:

اميد در تمام اين مدت نه ملاقاتی داشته و نه کسی را ديده است. از وضعيت او خبر زيادی نداريم، فقط يکی دوبار با يکی از بستگان در ايران تماس گرفته ولی چيز خاصی نگفته است.
در سايت خبرگزاری ايسنا خواندم که دادگاهی برگزار شده که پرونده الف. ميم هم در آن بررسی شده و مشخصاتی که داده متعلق به اميد است. من از برگزاری اين دادگاه شوکه شدم، زيرا اميد به وکيل دسترسی نداشته و اصلاً به وکيلش خبر نداده بودند که دادگاهی تشکيل می‌شود که در دادگاه حضور داشته باشد.
با توجه به محاکمات قبلی رخ داده که وکلا را به دادگاه راه نداده‌اند و بعد مشخص شده که متهمان تحت فشار بوده‌اند، اين مسئله نگران کننده است و من به شدت نگران وضعيت جسمی و روحی اميد هستم، چون او هيچ ملاقاتی نداشته و تماس‌هايش بسيار کوتاه بوده و اين احتمال وجود دارد که به شدت تحت فشار باشد.

با توجه به اين که اميد در تماس‌های تلفنی خود به هيچ مورد خاصی اشاره نکرده است، برای نگرانی خود از وضعيت برادرتان چه دلايلی داريد؟
با توجه به اتفاقات قبلی و بازداشت شدگان گذشته که ممنوع الملاقات بوده‌اند و بعد معلوم شد که به شدت تحت فشار جسمی و روحی بوده‌اند، اين نگرانی وجود دارد که اميد هم با توجه به شرايط مشابهی که دارد تحت فشار باشد. همچنين ادبياتی هم که در دادگاه مطرح شده، ادبيات اميد نيست و اين مسئله ترس مرا از اين که اميد تحت فشار باشد بيشتر می‌کند.
اميد يک روزنامه نگار است و در نشريات قلم می‌زند، هيچ کاری خلاف قانون انجام نداده که بخواهند او را محاکمه کنند.

چند روز قبل معاون وزير اطلاعات گفته است برخی از اعضای چريک‌های فدايی اکثريت و اقليت که تحت عنوان «مادران صلح» يا «جمعيت مادران عزادار» فعاليت می‌کردند بازداشت شده‌اند. در روزهای گذشته هم اعلام شده بود که مهين فهيمی، مادر شما که يکی از اعضای گروه مادران صلح است، بازداشت شده است. آيا شما از وضعيت مادرتان خبری داريد؟
وضعيت مادرم هم مشابه وضعيت اميد است، يعنی تا امروز ملاقاتی نداشته و وکيل به او هيچ دسترسی ندارد. وکلا پيگير پرونده مادرم هستند ولی اصلاً پرونده‌ای موجود نيست و با توجه به صحبت‌هايی که اخيراً مطرح شده نگران اين هستيم که بخواهند برای مادرم پرونده‌سازی کنند.
پدرم سال ۶۷ اعدام شد، ولی از زمان دستگيری او تا کنون مادرم هيچ ارتباطی با هيچ تشکيلاتی نداشته و هرگز عضو گروهی نبوده است. من فکر نمی‌کنم به خاطر گذشته پدرم بتوان برای مادرم پرونده‌سازی کرد.
مادران صلح يک شبکه از مادرانی است که عليه خشونت مبارزه می‌کنند، مانند تجمع مادران صلح به خاطر کودکان غزه يا اقدامات آنها عليه اعدام کودکان زير ۱۸ سال يا اعدام زنانی که به خاطر جرايم اجتماعی در زندان‌ها هستند. مگر می‌شود کسانی که عليه خشونت مبارزه می‌کنند را کاملاً برعکس قضاوت کرد.

بر اساس اظهارات معاون وزير اطلاعات گويا مادر شما چند «هم‌پرونده‌ای» هم دارد. چند نفر در ارتباط با اين پرونده مشترک بازداشت شده‌اند؟
من اطلاع زيادی ندارم تنها کسی که از او خبر دارم زهره تنکابنی، يکی از مادران صلح است که همسر خود را در اعدام‌های سال ۶۷ از دست داده است. زهره تنکابنی و مادر من هر دو «مادر صلح» هستند و کاری بر خلاف قانون انجام نداده‌اند. اگر مبارزه عليه خشونت خلاف قانون است، آن وقت قانون است که ايراد اساسی دارد.